عکس درخت بلند گیاه ظریفی بودم که
 در اقلیم تنهایی
 و در طوفان های یأس رشد کردم..

 اقلیم مقصر نبود
 من هم مقصر نبودم..
 تنها باد بی مقصد
 تنها باد بی مقصد...

 او بود که مرا
 از سرزمینم
 به محدودیت کوچ داد
 به همین علت بود که
 درخت های خشن
 برگ های خشن


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 3 مهر 1393 ساعت 04:38 ق.ظ ،

نظرات()

عکس مفهومی تاول زده بود
 پاهای خیال اش
 ذهنی که
 باران غم
 آب به آسیابش
 می ریخت
 و آسمانش
 تهی از خورشید امید بود...

 ذهنی
 باردار واژه ها
 که از آن ها
 گرداب های گیج می زایید
 و به سمت آینده
 عطسه های یأس می زد...

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 9 شهریور 1393 ساعت 04:59 ق.ظ ،

نظرات()

نقاشی صورت زن چیزی برای نوشتن نیست!
 شعری نسروده ام
 تنها به جریان هوایی که از بینی ام خارج می شود
 و تصویرهایی که می بینم..

 نه، فکر هم نمی کنم...
 اما مدام در خانه راه می روم
 آنقدر که کف پاهایم سیاه می شود

 و کم کم ضعف می کنم...
 و کم کم 5 صبح می شود...
 و کم کم 5 عصر می شود..
 ابرها می آیند
 می روند و تابستان می شود

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 9 شهریور 1393 ساعت 04:54 ق.ظ ،

نظرات()

عکس فانتزی باران دوست می دارم امروز
 در این هوای بارانی با یک نفر قدم بزنم

 در پارک از دکه چای داغ بگیرم...
 و به صدای گنجشک های پر جنب و جوش گوش کنم

 به کلاغ های معصوم نگاه کنم
 و برایش
 از دوستی ام با جهان بگویم...

 دوست می دارم کمی آزاد از خود باشم
 و امروز را فارغ از گذشته و آینده سپری کنم...

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 02:14 ب.ظ ،

نظرات()

عکس مرد تنها با سیگارتنهایی یعنی اینکه مثل یه سگ ولگرد
تو خیابونا پرسه بزنی
زیر بارون گوشیت و چک کنی و
دستات و ها کنی و
پشت هم عطسه بزنی

به خودت بیای و ببینی
هیشکی دور و برت نیست و
دوستای جون جونی همه مُردن!
خاله و عمو وُ هفت جد و آبادت
خیلی وقته که آلزایمر گرفتن و
قرص بیهوشی خوردن!

ببینی جز خودت و اون حوای خیالیت و
گیتار ناکوک خسته ت
هیشکی کنارت نیس
سرت و بندازی پایین و
تو فکرای پیچ تو پیچ
یهو از گوهردشت
برسی به فردیس!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت 04:24 ب.ظ ،

نظرات()

عکس مفهومی زندگی هذیان ترسناکی بود!
 برای روحی که با ذهن بیدار شد!
 و اتم هایی که شبی پاییزی
 در رحم دختری پدیدار شد!

 برای نوزادی که از هیچستان
 قرئه ی حضور به نامش افتاد
 شاید اگر انتخابِ خودش بود
 سریع از زندگی استفاء می داد!

 شاید اگر انتخاب خودم بود!
 می خواستم همان نیسستان باشم
 همانجا ذره ای از کاهو وُ موز
 دور از وحشتِ زیسستان باشم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 09:55 ب.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات