ذهن من با کفش های 
پاشنه بلند راه می رفت ذهن من با کفش های پاشنه بلند راه می رفت
تا نزدیک به قامت افکار تو شود!
دماغ دروغ گویش را جراحی کرد

لب های باریش را برجسته کرد!
تا شاید نظر تو جلب کند!
اما تو کجا و ذهن بازیگوش من کجا؟

تو قلبم را می خواستی و من
فکر تسلط بر تو بودم!
من دستت را می خواستم و تو
فکر همدستی با من بودی!

گاهی با سیلی هایی بیدار می شویم که!
می گوییم کاش هیچوقت بیدار نمی شدیم!
قبل از آن که دیر شود
روی رابطه های با ارزشتان کار کنید

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 01:06 ق.ظ ،

نظرات()

 برای رابطه ی صمیمانه برای رابطه ی صمیمانه ( مرد و زن )
بالاتر از کشش های فیزیکی و رفتاری و..
همسویی دو دنیای ذهنی که
در کشف های زندگی در یک مسیر هستند
بسیار حیاتی و تعیین کننده است!

دو دنیای ذهنی که از بندهای
روابط ناسالم گذشته آزاد شده اند
و چهارچوب های مهم روابط را
با آدم ها و دنیای پیرامونشان فرا گرفته اند.

چهارچوب هایی که در آن ها
نشانه هایی از قبیل وابستگی، کنترل
قضاوت های غیرهمدلانه

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 06:41 ق.ظ ،

نظرات()

 ما داستان هایی منحصر به فرد داریم ما داستان هایی منحصر به فرد داریم
داستان هایی که با داستان های آدم های دیگر فرق دارند!

این جمله ای ست که اغلب ما به آن باور داریم!
تا روزی که در زندگی، با انسان هایی آشنا می شویم که
افسانه های شخصی ما
تنها بخش کوچکی از داستان هایشان هستند!

انسان هایی که در تعارضات خود غرق بوده اند
که وقتی برای ما از پیچ و خم های مسیرهایشان می گویند!
که چگونه رشد کرده اند و چه رنج هایی را کشیده اند!
ما غرق در حیرت به این فکر فرو می رویم که چقدر جدی گرفته ایم
موانعی را که به راحتی می توانستیم از آن ها عبور کنیم!


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 06:26 ق.ظ ،

نظرات()

 دیدار اصیل دیدار اصیل
وقتی که ما با عمیق ترین لایه هایمان
با هم دیدار می کنیم
پیوندهای گریز ناپذیری میانمان شکل می گیرد!

پیوندهایی فارغ از لایه های رویی ذهن
فارغ از جنسیت، فارغ از شرایط و موقعیت ها
ما انسان ها، هر چه هم یکدیگر را بلد باشیم!
هر چه هم بتوانیم ذهن یکدیگر را بخوانیم!

جایی تسلیم می شویم!
جایی سر تعظیم فرود می آوریم
در مقابل عنصر مشترک حیات

فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 06:22 ق.ظ ،

نظرات()

 فرمول آزادی از ذهن فرمول آزادی از ذهن

چندین میلیون سال قبل:
تو باید زنده بمانی، نباید بمیری! باید دوام بیاوری!
با تهدیدات رو به رو شوی، یا از آن ها بگریزی!
مراقب خرس ها و ماموت ها باش!
مراقب گرگ ها و مارها باش!
مراقب شاخه ای که روی آن خوابیده ای باش!

امروز:
نباید کم بیاوری، نباید مغلوب شوی!
پاسخ بی احترامی اش را بده!
نشان بده که چه توانایی هایی داری!
کمی از بی دست و پایی هایت کم کن!
کمی از بزدلی هایت کم کن!
در آینده زندگی امنی خواهی داشت؟
با این روش به جایی نمی رسی!
از لحظه هایت لذت ببر! دارد تمام می شود!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 05:58 ق.ظ ،

نظرات()

 طبیعت ذهن و مدارا با آن طبیعت ذهن و مدارا با آن

خیلی خوب به خاطر می آورم
روزهایی را که تمرین ذن می کردم
به این امید که با تمرین ذهنم
آنچه که می خواهم را اندیشه خواهم کردم
در واقع سوار بر این اسب وحشی می شوم
و این اسب هم همیشه باید آرام باشد!

تمریناتی که با جملات تاکیدی و مانترا همراه بود!
( امروز روز خوب من است، خشمگین نمی شوم
پر انرژی و شاد خواهم بود
مردم و جهان اطرافم را قضاوت نخواهم کرد و .. )

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 05:49 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:3 
  • 1  
  • 2  
  • 3