ناشناس ناشناس ماندمناشناس ناشناس ماندم ...
.
.
.
در جزیره ای دور افتاده...
زیر تابوتم را گرفتم
و خودم را دفن کردم...

کمی دعا خواندم
صورتم را رنگ کردم
و به سیرک بازگشتم...

کتاب نت های خارج : فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 01:25 ب.ظ ،

نظرات()

از پشت درخت با وحشت به شهر نگاه می کنم
از پشت درخت
با وحشت به شهر نگاه می کنم ...

من مرغ عشقی هستم که
با چوب جادو
انسان شده ام..

کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر




نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 3 شهریور 1394 ساعت 03:26 ق.ظ ،

نظرات()

عکس سیاه و سفید عاشقانه میان لایه های اندوه نگاهت
 چیزی در جریان بود
 که من را به گریه می انداخت…

 زبانم بند می آمد
 و اشک هایت را پاک می کردم…

 عشق
 هردوی ما را
 به سکوتی مرگبار، وادار می کرد…

 سکوتی که میان هزاران شعر
 توان ترجمه اش را نداشتم…

 از کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت 07:45 ق.ظ ،

نظرات()

عکس کنسرت موش ها صفحه ی گرامافون شروع به چرخیدن کرد

 در کوچه باد وزید و قولنج های درخت
 یکی یکی شکست

 لای پنجره باز شد و سنجاب فضول
 که شدیدآ هم شهوتی بود
 به تخت خیره شد...

 موش ها در فاضلاب ها جشن گرفتند
 و اسب ها از استبل ها فرار کردند

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 26 خرداد 1394 ساعت 08:52 ب.ظ ،

نظرات()

عکس مفهومی در قاموس من، جایی برای ترسوها نیست
آن ها که از دور می ایستند
و پرچم ها را تکان می دهند

جایی برای میرایی نیست...
آن ها که عشق را هجی می کنند...
و اندوه را تریاک فراموشی می کشند...

من عشق را
در فرامرزهای زنی زیبا
زندگی کرده ام...

کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر



نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 09:01 ق.ظ ،

نظرات()