عکس مفهومی مترسک ما به عصر تازه ای وارد شده ایم!
 عصر سخن چشم ها
 و قورت دادن واژه هایی که
 بوی استفراغ می دهند ...

 عصری که زندگی
 بوی لاشه گربۀ طرد شده...

 عصری که شب ها
 در پستوی خانه های خالی...
 و پارک های سرسبز
 و ماشین های ولگردَش...

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 26 اسفند 1391 ساعت 12:37 ق.ظ ،

نظرات()

از کرج تا صادقیه توی واگن زیر باروناز کرج تا صادقیه
توی واگن ،زیر بارون
محو رویای تو بودم
تک تک خاطره هامون

اومدم به دیدن تو
توی لحظه های شرقی!
سر ساعت دوازده
لب اون پله ی برقی

با بهترین هدیه
واسه خطم اون همه قهر
اومدی و ما نشستیم
تو قطار به سمت گلشهر!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 21 اسفند 1391 ساعت 06:54 ق.ظ ،

نظرات()

عکس اسب از اسب و تلق و تولوق پاهاش خوشم میاد
 از چشم های معصوم زیباش خوشم میاد
 وقتی که پشتش، روی اون زین می شینم
 از موهای پخش و پلاش خوشم میاد

 انگار احساسمُ بهتر از تو می فهمه
 از این همه، عشق و وفاش خوشم میاد
 تو گیر کردی تو محدوده ی خودت!
 وقتی که می پره از مانع هاش خوشم میاد

 انقدر که بعد از چند روزِ بشری!
 از اینکه باشم به جاش خوشم میاد!
 خدا موجودات مضحکی آفرید!
 اما از این نوع آفریده هاش خوشم میاد!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 11 اسفند 1391 ساعت 07:45 ق.ظ ،

نظرات()

عکس آشپزباشی دیگه آشپزباشی مهربونم!
 ما هرچی تو بگیُ کوفت کردیم
 به هرطعمی که تو تحمیل کردی
 همیشه زندگیُ کوفت کردیم!...

 بذار یک روز دنیارُ تو دستام
 دیگه بدتر از اینکه خب نمی شه
 با دستگاهِ نیم بند جهانت
 منم بازی کنم، از عمقُ ریشه!!

 ببینم توی این علم بزرگت
 کجا من اشتباهی سبز  کردم!
 که من شاهکارتم یا اتفاقی؟
 خودمُ آخه من چی فرض کردم؟!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 20 بهمن 1391 ساعت 12:45 ق.ظ ،

نظرات()

عکس گریه شما نمی دانید!
 ما هم روزی عاشق بودیم!
 دل خوشی داشتیم

 خیالی بلند، اعتمادی افسانه ای...
 شعرهایی پروانه ای!...
 احساسی به بلندای بلندا
 ایمانی دلپایه ای ..

 و اعتقاد داشتیم حقیقت را می شود ساخت!
 به وضع موجود نمی شود باخت!
 خلاصه حالمان خوب بود...

 از کتاب سمفونی بادها: فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت 01:17 ب.ظ ،

نظرات()

عکس کودک ویولون زن  زندگی سمفونی زیبایی بود
 گاهی نت های سیاه داشت
 و گاهی نت های سفید!
 این از دید موسیقیدان شاعر بود

 اما از دید شاعر
 زندگی سمفونی عجیبی بود...
 یک شگفتی و هارمونی غم انگیز

 شعری ملایم که خدا
 در تنهایی اش سروده بود...

 از کتاب سمفونی بادها: فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 9 بهمن 1391 ساعت 03:09 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:16 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...