پذیرش نفر دوم بودن
 از اینی که قسمتی از
زندگی معمولی آدم ها باشم ناراحت بودم!
دلم میخواست حداقل برای یک نفر
جایگاه خاصی داشته باشم!

وقتی که برگشت و گفت: رابطه تموم شده
و تو در بخشی از خاطرات خوبم می مونی!
به شدت آشفته شدم!

کمی عقب رفتم و خوب نگاهش کردم
و به خودم گفتم: مگه یک انسان چقدر میتونه
محبت و فداکاری کنه که من نکرده بودم!

چرا من و میفرسته به گنجه ی خاطراتش؟
یعنی باید قربانی شرایطی بشم که
هیچ نقشی توش نداشتم؟

از اون روز سال ها گذشت...
سنم بالاتر رفت و تجربه ها بهم یاد دادن که
نباید احساس درونم و به قضاوت و رفتار آدم ها پیوند بزنم!
چون اون ها درگیر هزاران کشمکش
و قضاوت و سرگیجه های درونی هستند!

و ممکنه بعضی چیزها
از جمله رابطه ها مثل گذشته براشون کار نکنه!
بزرگی بود که همیشه میگفت:
مراقب آدم هایی که دوستشون داری باش!
اما اون ها رو به حال خودشون واگذار کن!
ناف روانیتُ از رابطه ها ببُر و به طبیعت وصل کن.

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 04:09 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic