تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - وقتم و تلف کردم، هفت سال عاشق یه آدم بودم! The title of your home page






 وقتم و تلف کردم، 
هفت سال عاشق یه آدم بودم! وقتم و تلف کردم
هفت سال عاشق یه آدم بودم!
در واقع مادرترزا بودم بیشتر!
گفتم: حق استراحت نداری؟
میخوای هفتاد سال هم سوگواری کنی؟

گفت: من هنوز سوگواری نکردم!
سوال هایی که یه رابطه نیمه تموم جا میزاره
مجال سوگواری و ازت میگیره!

مثل یه بغض گوشه گلوت گیر میکنه!
فقط هم یه گوشه ها!
بعدش یه جایی که فکرشو نمیکنی میاد
تا زیر چونه ت و نمیفهمی چیه!

بعدش سُر میخوره و میره تو قفسه ی سینه ت
و به وزنت صد کیلو اضافه میشه!
گفتم: الان خیلی راحت داری توضیح میدی!
اما حسی نداری! فقط ازش گزارش میدی!

تو حتی این چیزی هم که میگی و به رسمیت نشناختی!
متوجه منظورم میشی؟
داری انکار میکنی!
و الا این بغض و تجربه میکردی و سبک میشدی!
اگه ازش کتاب هم بنویسی!
تا وقتی نپذیری و احساسی که داری
و تجربه نکنی آزاد نمیشی!

گفت: وقتی آینده ای نداری
خود به خود هم تو این وضعیت می افتی!
میفهمی که؟ گفتم: خیلی راحته که دستات و ببری بالا
و پرچم سفید و تکون بدی!

در تسلیم هیچ مسئولیت و چالشی نیست!
البته این تسلیم پشتش مقاومت و انکار خوابیده!
و الا معنای دیگه ای هم داره!

اگه به این دیالگمون نگاه کنی!
متوجه انکار و عدم پذیرشت میشی!
پشت تمام این ها یه ترس خیالی خوابیده!
میفهمی؟ ترسی که اگه ببینیش، آزادت میکنه!

دستشو کرد تو جیبش و دنبال سیگارش گشت
و گفت: من برم بیرون یه هوایی بخورم، الان میام!!
گفتم: حالا شد، احساس میکنم دوزاریت افتاده.

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 01:58 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید