به هم لم داده بودیم! به هم لم داده بودیم!
با انگشتام بازی میکرد و به نقطه ای خیره بود

سرشو بالا کرد و گفت:
چی میشد هر کدوم از ما
یه دنیای واقعی برای خودمون داشتیم؟
مثلا یه در نامرئی تو اتاقمون بود و وارد اونجا میشدیم
هر کاری دلمون میخواست میکردیم
و بعدش به این دنیا برمیگشتیم!

گفتم: ایده جالبیه، واقعآ اینجا بیش از حد محدوده
گفت: البته بی تو خوش نمیگذره ها
اما حداقل هر کی میتونست تو خودش باشه
اصلا بره و به آرزوهاش برسه! خدایی بد نیست؟

اونوقت این همه آدم عقده ای و افسرده و درمونده تو دنیا نبود!
زندگی میکردن و کاری هم به کار هم نداشتن

گفتم: کاش بود
اما خب ما میتونیم هر کدوم یه در تو خیالمون بسازیم
دری که به درونمون باز بشه
گفت: من تخیل قوی ای ندارم فرامرز
هر دری هم بسازم آخرش به تو باز میشه!
تو جهان پشت درهامی

گفتم: فرقی نیست، وقتی که میگی تو، منظورت خودت هستی
منم همینطور، یه عمر در به در بودم، پشت بیشترشون خالی بود..
انگشتاش و لای انگشتام فرو کرد و چشم شو بست..

گفت: اگه توی درها گم شدیم، هیچوقت فراموشم نکن، هیچوقت..
گفتم: پایانی نیست.. ما تو هر جهانی هم که باشیم
به نحوی به هم وصل میشیم

چشمم و باز کردم و از در، وارد اتاق شدم..
گرمای دستش همراهم بود..
سایه ام به شونه م زد و گفت: به دنیای واقعی خوش اومدی رفیق..
آفتاب از هر طرف که بتابه! من از پشت هواتو دارم!

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 15 خرداد 1397 ساعت 06:40 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic