تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - ‌من خواستم باور کنم که می‌توانم مردم این‌جا را با حرف مداوا کنم The title of your home page






 من خواستم باور کنم
 که می‌توانم مردم این‌جا را با حرف مداوا کنم ‌من خواستم باور کنم که می‌توانم
مردم این‌جا را با حرف مداوا کنم
تو دیدی چه شد؟ آن‌ها درد خود را دوست دارند
به زخم مانوسی احتیاج دارند که
با ناخن‌های کثیف‌شان آن را بخراشند
و به دقت حفظش کنند.فقط با خشونت است که
می‌توان مداوایشان کرد
 زیرا درد را جز با درد دیگری نمی‌توان مغلوب کرد.
Jean Paul Sartre

به دردها و غم هایم نگاه میکنم
آن هایی که سال های سال همراهم بوده اند!
مانند سایه هایی پنهان و وفادار!
سایه هایی دوست داشتنی که میتوانستم با انتخابشان
در آن ها پنهان شوم و استراحت کنم! جنون آمیز است!

اما اغلب ما، از عمیق ترین دردهایمان لذت میبریم!
و زمانی که زندگی امکان رها شدن از آنها را میدهد
بازی درآوردن ها و به کوچه ی علی چپ زدن هایمان آغاز میشود!
گاهی ما هویتمان را سال ها بر دردهایمان بنا میکنیم
و رها شدن از آنها ساختار روانی مان را به لرزه میاندازد!

و بخش غم انگیز ماجرا آنجاست که
از این بازی پیچیده و خطرناک آگاه نیستیم!
میدانیم که حالمان بد است! و حتی برایش تلاش هم میکنیم!
اما تمامشان به بن بست میرسند!
زیرا مقاومتی پنهان و پیچیده ما را از عبور از خط قرمزها باز میدارد!
مقاومتی که حتی در بدنمان هم ریشه دوانده است!

در کتابها جستجو میکنیم و مطالعه مان سرگرمی میشود!
اوقات فراغت مان وقت کشی میشود،
رابطه هایمان تهی..
و حتی جلساتمان هم با درمانگر در مرزی متوقف میشوند
بوده اند کسانی که در این جلسات بی هیچ دلیلی
بی آنکه حتی خود بخواهند
دچار بیماری های جسمی کوتاه مدت شده اند!

روان به جسم دستور داده است که ما در خطر هستیم
اکنون وقت تغییر وضعیت است! بقایمان در خطر است
و معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد!

جسم هم وارد عمل میشود و فشارها بالا میروند!
من به این وضعیت میگویم نزدیک شدن
به مرزهای ناپیدای درونی ای که بر توهم بنا شده اند!
که دیدن و عبور از آن ها، شجاعتی بالا و اراده ای روشن از درون
و حمایت انسان آگاهی، چون درمانگری از بیرون را میخواهد
البته با تلاش قدم به قدم درخودکاوی
میتوانیم تا حدی بدون درمانگر پیش برویم!
..
مراقب لذت های سیاهمان باشیم!
این لذت ها پناهگاه های خیالی ای بیش نیستند!
که در نهایت ما را از لمس زندگی باز میدارند!
در حالی که هیچ پناهگاهی امن تر از زندگی نیست!
دردهایتان را ببینید و حتی دوستشان داشته باشید!
تا بتوانید از آن ها رد شوید، اما در آنها پنهان نشوید
و نگران تغییراتی که در رابطه هایتان هم رخ میدهد نباشید
در نهایت اصالت است که ماندگار است
و رابطه ها در جایگاه واقعی خود قرار خواهند گرفت.

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 01:23 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید