تصوری که از قهرمان ها داشتم! تصوری که از قهرمان ها داشتم!
مثل بازیگرهای فیلم های اکشن بود!
یک تنه و با خوش شانسی به کل هدف ها میرسی!
بعدترها تصویرم بالغانه تر شد
و فهمیدم قهرمان اونه که بعد از هر زمین خوردن بلندشه!
و دوباره تلاش کنه! حتی اگه بازم موفق نشه!

این تصویر بالغانه بود اما کامل نبود!
چون بعد از هر زمین خوردن بلند نمیشدم!
یا ناقص بلند میشدم! پس مشکلی بود!
مشکل این بود که نمیدونستم چرا زمین خوردم!
و کی و چطور باید بلند شم!

من هیچ درکی از استراحت و لمس زمان بعد از آسیب نداشتم!
چون ماشینی با لاستیک پنچر میرفتم و کلی انرژی مصرف میکردم!
اما حالا یاد گرفتم که بعد از هر آسیب، بی انتظار از بیرون
در من بمونم و استراحت کنم! چرا بی انتظار از بیرون؟

چون هیچکس به عمقی که ما درون و میبینیم،
قادر به دیدن و درکمون نیست!
شاید این به ظاهر از بخش های دردناک زندگی باشه
اما درمیابیم که هر چه نیازها رو از درون تامین کنیم!

از جایگاه گیرندگی به دهندگی میرسیم!
و در این جایگاهه که بیشتر دریافت میکنیم!
در واقع این یه بازیه که سخت یاد میگیریم و آسان اجرا میکنیم!

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 01:39 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic