از درون اتاقم به بیرون نگاه میکنم از درون اتاقم به بیرون نگاه میکنم و از درونم به اتاقم!
بر در کمدم نوشته ای از پاتانجلی ست که میگه:
(چون در نادلبستگی استوار شویم
سرنوشت و مقصود هستی دریافته شود)
و سمت چپ ،تابلوی قدیمی زنی بسیار زیباست!
میان این دو، پنجره ای به درختی سبز
و کوچه ای که گربه های زیادی داره باز میشه!

اما این قسمت زیبای ماجراست!
بیرون از این اتاق امن، جهان بزرگتر و مبهم تری ست!
زیر همین درخت، صبح ها چندین تیاره! روشن میشه!
که دودهاشون لذت صدای گنجشک ها
و نسیم های خنک بهاری و از آدم میگیره!
از خیابان کناری و رفت و آمد آدم ها
و گاهی صدای آژیر آتشنشانی هاش نگفتم!

از اینی که همین ماه پیش کیف دختری و زدن!
و یا زن و شوهری با فحش و ناسزا بر سر هم
از کوچه مان اشکریزان رد میشدن!!
قبل ترها از این پنجره به بیرون نگاه میکردم! و میپرسیدم:
چه کاری میشه برای این جهان کرد! چطور میشه تغییرش داد؟

سر به بیرون داشتم و پشت به تو!
در حالی که باید سر به تو میداشتم و پشت به بیرون!
که وقتی سر به توی باشی! چشم های جدیدی در میاری که
جهان و نزدیک تر به آنچه که هست!
عمیق تر و ساده تر! مهربان تر و مادرانه تر! میبینه!

من هر وقت بر تختم دراز میکشم
به این اتاق به چشم یک تمثیل از درون، به بیرون نگاه میکنم!
آموخته هام از کتاب ها که بر در کمد حافظه ام نقش بسته ن!
تصویرهایی از آدم هایی که دوستشان دارم که در شمایل تابلویی زیباست
و پنجره ای که چشم هام هستند و میتونم از اون ها به بیرون نگاه کنم
و با درک این تمثیل و پذیرش مسئولیت و پاکسازی فضای درونم
قدمی در راستای بیرون برمیدارم!

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:55 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات