پشت پراید به 
ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد! پشت پراید به ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد!
پشت ماشین گرونش
به اونایی که تو پراید میخندیدن نگاه میکرد!
فردا میخواست طلاق بگیره
به اونی که با دوستاش مجردی دور هم بودن
و لب ساحل لم داده بودن نگاه میکرد!
تنها زیر بارون قدم میزد و به چترهای دونفره نگاه میکرد!

به زوج هایی که عاشقانه در چشم هم خیره شده بودن!
ما در هر وضعیت و زاویه ای آرزومند چیزی بودیم!
چیزی انگار کم بود!
اما همه جا غم و تنهایی همراهمون بود!
ما فکر میکردیم در وضعیت بعدی، کم، غم
و در تنهایی گوشه ای خم بودن نیست! اما بود!

هنوز هم به وضعیت هایی امیدواریم، هستند
آدم هایی که در آخرین لحظه زندگی هم
به وضعیت دیگه ای امیدوار که نه! آرزومند هستند!
اما من جایی فهمیدم به سراب وضعیت ها دل خوش نکنم!
فهمیدم هرچه که در اکنونم تجربه میکنم
اصیل ترین و واقعی ترین تجربه ام هست!

و در وضعیت های دیگه هم این ها رو به شکل دیگه ای دریافت میکنم!
پس کمی به خودم عمیق تر شدم، و مسئولیت جریانات درونیم و پذیرفتم.

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:44 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1397،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات