تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - منو وصل کرد به دستگاه، جن گفت: هرچه برای خود The title of your home page






 منو وصل کرد به 
دستگاه، جن گفت: هرچه برای خود منو وصل کرد به دستگاه
جن گفت: هرچه برای خود میپسندی
برای جن ها هم بپسند
حالا تو رو به همه جا میبرم، پنجه های خونی
در سرم فرو رفت و ذهنم فعال شد

شعور یک سوسک شدم، میان فاضلاب ها حرکت میکردم
و از جهان زیبایی که داشتم لذت میبردم!
من یک چندش معصومانه بودم!
کور بودم اما حسابی از آدم بودنم بیشتر میدیدم!

بعد از اون به شعور یه گاو وحشی در اسپانیا رفتم
خیلی هیجان انگیز بود
میخواستم اونی که پرچم و تکون میده له کنم!
نیروی عظیمی در پاها و سرم بود، اما ته دلم ناراحت بودم
نمیدونم چرا! بعد از اون به شعور یه ماهی رفتم
همه جا ساکت بود، اماصداهارو میفهمیدم


میخواستم تکثیر بشم، باید به جایی میرفتم و میمردم
این هدف والام بود، اما یه ماهیگیر منو گرفت
و در شعور فرزندی که سال های بعد به دنیا اورد تکثیر شدم!
بعد از چرخش های زیاد، جن با دستگاه عجیبش منو تا کرم های گورها برد!
گفت: شاید روزی تن یه آدم و خورده باشی! یه روزم خورده میشی!
اصلا دنیا خودش و میخوره و بالا میاره! این روندی پایداره!
گفتم: برای تو هم میپسندم! گفت: آفرین! ما هم پسندیده ایم!

اگر نفهمی، کنار نمیای! کنار هم نیای رنج میکشی!
پنجه هارو بیشتر فرو کرد!گفت: کم کم برای هم واضح میشیم نه؟
فراتر از تصویرهای ذهنی! حالا با هم در ارتباطیم!
گفتم: هرچه برای خود میپسندی، برای جن ها هم بپسند
از دستگاهم جداش کردم و ناپدید شدم! اون به شکل انسان
تا پایان حضور جسمش زندگی کرد!
البته فرقی میان ما نبود! میان من و تو هم نیست!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 03:52 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید