صدایم کن اگر صدایت
 گیرا نیست صدایم کن اگر صدایت گیرا نیست
من درگیر فصل ها و روزمرگی هایم
دلم خیلی چیزها میخواهد!
دستگیره ی پنجره ام زنگ زده است و باز نمیشود
ریسیور خانه ام قدیمی شده است و پخش نمیکند!

باید فرش های پوسیده را بدهم قالیشویی
باید بخاری خراب را روشن کنم!
صدایم کن و بگو که از خانه ی دل ات چه خبر؟
من به صداهای شفاف نیاز دارم! در این تاریکخانه
هیچ خانه ای برای آرامش نیست!
هیچ شمعی پایدار نیست!

من نیاز به یک لامپ ال ای دی قوی دارم! من نیاز به عشق دارم!
آنقدر بلند صدایم کن که پرده های گوشم پاره شود!
از بکارت نادانی آزادم کن! که نادانی معصومیت نیست!
بلکه حماقت است!

...
صدایت میکنم، تا صدایمان به هم برسد!
گرچه فاصله ای میانمان نیست!
تو در منی و من در تو ام! هر دو از حال هم خبر داریم
و من بی تو، چه بی حالم!
مانند بازنده ها در بازی ای که انجام نداده ام زمین خورده ام
و تمام بدن زندگی ام درد میکند!

از درون بدنم صدایم کن و صدایت میکنم تا گوش های خودم باز شود!
تا با خودم مهربانتر و باگذشت تر شوم!
ما نیاز به صدای هم داریم!
ما نیاز به فریادهای بلندتری برای آشنایی داریم!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 02:32 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic