تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - چقدر دوستت دارم، چقدر عاشقتم، چشمام میسوزه The title of your home page






 چقدر دوستت دارم، 
چقدر عاشقتم، چشمام میسوزه چقدر دوستت دارم، چقدر عاشقتم، چشمام میسوزه
از عمیق بودن خسته شدم
لب هاش و چسبوند به لب هام
و گفت: رها کن، رها کن، خواهش میکنم منو رها کن
با من به جایی نمیرسی، من زیادی زیبا هستم
هرچیزی زیادش خوب نیست..

گفتم: نمیشه از نفس هات دل کند
تو خیلی جذابی، خیلی با شعوری، خودخواهم میدونم
اما تو رو برای خودم میخوام، وقتی که پیشمی
انگار ابدی هستم، انگار به هدفم رسیدم، انگار کاملم..
تا به حال هیچکس و به وسعت
و تنهایی تو دوست نداشتم..

دوباره منو بوسید و معصومانه گفت:
رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن
وقتی که محدود بشم میمیرم، سرطان سینه میگیرم
بچه دار نمیشم، پوستم چروک میشه
جنینم می افته، ناخونام میشکنه
رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن..

گفتم: تو زندگی من هستی، همه چیزم هستی
چرا دوستم نداری؟ چرا منو نمیخوای؟
مگه چیم از بقیه کمتره؟
گفت: رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن..
و سال ها گذشت..

سال ها گذشت تا اینکه فهمیدم معنی (رها کن رها کن) یعنی چی!
چرا زندگی، در شمایل زنی میگفت: رها کن، و من بیشتر میچسبیدم!
به خودم، به دیگران، به وضعیت ها، به نقاب ها و قاب ها! به تمایل ها!

(رها کن رها کن، خواهش میکنم رها کن)
فقط یک لحظه عمیقآ رها کن
وقتی که تجربه کنی، دیگه نمیچسبی!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 01:10 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید