تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - موهام و با ماشین میزدم ماشینم و با مایع ضرفشویی میشستم The title of your home page






 موهام و با ماشین میزدم موهام و با ماشین میزدم
ماشینم و با مایع ضرفشویی میشستم
سگ همسایه تو پاهام میچرخید
نگران اون دو تا بچه گربه بودم که سر کوچمون بازی میکردن

گفت: کسی نگرانت نیست نه؟
گفتم: میشه آدامسم و در بیارم؟ احساس بیشعوری میکنم
گفت: ولی من همچین حسی ندارم
اشکالی نداره آدامس بجوی!

گفتم: واقعآ احمقانه س، اما خب
محبت میخوام، تو محبت نمیخوای؟
گفت: واسه همین روانشناس شدم
راستش، من خیلی عقده ای بودم.
گفتم: پس معلومه که خیلی سختی کشیدی.

آره، بهم محل سگ هم نمیذاشتن
اما من سگ هارو دوست داشتم،
دلم میخواست، در حد یه سگ نوازش بشم
حتی حاضر بودم واق واق کنم!

واسه همین پلاس روسپی خونه ها بودم
تا شب درمان میکردم، تا صبح پولام و میریختم دور!

گفتم: طبیعیه، منم یه روسپی خونه تو ذهنم دارم
یه فرشته خیالی، که میاد و نوازشم میکنه
باهام حرف میزنه، راهنماییم میکنه

شیزو نگرفتما، آگاهانه ساختمش
بالاخره هممون تنهاییم، حتی الانم…

لای پنجره و باز کرد، واسه اینه که سیگاری نشدی؟
گفتم: آره، وقتی که مغزت کار کنه، بلاهای بزرگتری سرت میاد!
هنر نابودکردنت بزرگتر میشه، که عمر بیشتری کنی
که رنج بیشتری بکشی، واسه همین لذتای لعنتی..

متن : فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت 08:38 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:نوشته های 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید