وسایلم و جمع کردم 
nbsp; وسایلم و جمع کردم
اگه روزی ده تومن هم با ماشین دربیارم
میشه ماهی سیصد تومن!
خرج خودش درمیاد دیگه!

رضا گفت: یه کم بیشتر زور بزنی
دوبرابر میشه ها‍ داداش
باید تو خیابونا مثل گرگ مسافرا رو شکار کنی!
یه کم تند و تیز باشی حله!

گفتم: من همین خرج ماشین و دربیارم کافیه!
بقیه شو از جای دیگه پس انداز میکنم
اونطوری که تو میرونی
باید دوبرابر هم خرجش کرد!

گفت: داداش من اصلا خرجش نمیکنم!
همینی که راه بره کافیه!
تو فعلا مثل لاکپشت میرونی! میدونی چرا؟
چون خواهر دم بخت نداری، مادر مریض نداری
اجاره خونه و قسطای وام نداری
پنج سال یه دختر معصوم
چشم به راهت نیست که بری بگیریش!

تو فقط دردت اینه که زندگی کنی!
تو با معنای زندگی درگیری
اما من برای زنده موندن میجنگم داداش

یه روز گفتی خوشحال میشی
کسی از کتاب فروشی کتاب بدزده!
شاید دزد کتابفروشی ها من باشم!
تو فعلا خصلت گربه هارو گرفتی
اما وقتی گیر بیافتی به طبیعتت برمیگردی
طبیعت تو، یه شیر درنده ست
قبل از اینکه همینطوری عمرت بره، اون شیر و بیدار کن.

یه نگاه به ماشینم انداختم و رفتم تو فکر
به بچه هایی که تو کوچه بازی میکردن نگاه کردم
بچه هایی با صدها آرزو
که وقتی بزرگ شدن میخوان چکاره بشن!

از پیچ های زندگی خبر ندارن
از اینی که سقوط و زخمی شدن و بلند شدن
چقدر دردناک و سخته، و خیلی از آدم ها
توی همین پیچ ها گیر میفتن و درد میکشن

به ما لذت های برنده شدن و فتح کردن و گفته بودن
اما از رنج ها و محدودیت ها
از ناامیدی ها و مسائد نبودن هوای جاده ها نگفته بودن
کاش به بچه ها، جای رویابافی
یاد بدن که چطور میشه
از دیوارهای نامرئی زندگی عبور کرد

کاش به ما یاد میدادن دوباره بلند شدن و نترسیدن و…
یاد میدادن که از ترس، نترسیم.
و حالا مسئول این آموزش به خودمون، خودمون هستیم!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 09:15 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید