تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - اصلا من گند زدم به زندگیم و تصمیم گرفتم The title of your home page






 اصلا من گند زدم به
 زندگیم و تصمیم گرفتم 
nbsp; اصلا من گند زدم به زندگیم
و تصمیم گرفتم که از مغزم استفاده کنم!
از اون روز تا الان همه چیز سخت تر شد!
انگار که حواست به همه جا باشه!
کلی انرژی می گیره دیگه!
تو لحظه ی حال هم
همچین خوش نمی گذره ها!

دوباره با اون قیافه ی متفکرش
اون قهوه ی لعنتی رو برداشت و رفت تو فکر!
گفتم: دوباره می خوای گند بزنی بهم نه؟
داری مزه مزه می کنی
یه جواب فلسفی دندون شکن بدی
پرتم کنی تو یه دنیای دیگه!

یه کم لبخند زد و گفت:
معلومه که حواست به همه چیز هست ها!
حتی سعی می کنی ذهنم و بخونی!
معلومه که به فنا می ری عزیزم!

زد زیر خنده و انقدر خندید که قهوه پرید تو گلوش!
همینطوری سرفه می کرد و می خندید
و صورتش سرخ شده بود!

منم هاج و واج نگاهش می کردم و
از خندیدنش در حالی که عصبانی بودم خندم گرفته بود!
سیبیلای پوآرویی شو داد بالا و گفت:
نمی دونم تو برای چی انقدر دچار خطای دید می شی؟

واقعآ فکر می کنی لحظه ی حال
یعنی جمع بودن حواس به همه چی؟
مغز ما که نمی تونه در یک لحظه در چندجا باشه؟
حتی اگر همشون در لحظه ی حال باشن!

متوجهی؟ اینی که تو خیابون راه بری
و پاهای مورچه هارو بشمری!
و بدونی که هر درخت چندتا برگ داره
نشان از قدرت حضورت نیست!
نشان از ضعف حضورته!

اصلا قرار نیست تو در لحظه حال تحلیل کنی!
قراره مشاهده کنی!
وقتی که درگیر تحلیل بشی، ارتباط برقرار نمی شه!
دیگه از این کاران نکن!

دوباره خنده هاش شروع شد
و منم از سیبیلاش که
کج و کوله شده بودن خنده گرفته بود
اما هنوز حالم بد بود! … چقدر خوب حرف می زنه
چقدر خوب راهنمایی می کنه
اما به این آسونی هام نیست!

زد روی دستم و گفت:
بله باید تا آخر عمرت در تمرین باشی! اما نه با جنگیدن!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 07:55 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید