نکته جالب دریا اینه که نکته جالب دریا اینه که
هیچ کوه و ساختمونی توش نیست که
جلوی دیدت و بگیره
میشه با خیال راحت تا بی انتها
به دور دست ها خیره شد.

گفت: ولی احتمال غرق شدگی داره
ممکنه انقدر مجذوب بشی که
راه بی افتی بری تو آب
بدون اینکه سوار قایقی بشی
یا جلیقه نجات با خودت ببری

گفتم: وقتی که با دریایی عمیق
و بی انتها رو به رو می شی
بردن قایق یا جلیقه ی نجات کار عاقلانه ای نیست
فکر کن تمام قطره ها با خودشون
قایق و جلیقه ی نجات ببرن!
چه دریایی می شه واقعآ!

خندید! …دیوونه
برای هر حرفم یه جواب تو آستینت داری!
بعضی وقتا واقعآ نمی فهمم چی می گی!
همیشه یه کم طول می کشه بفهمم!

بلالم و گرفت جلوی دهنم، سرد شد، بخورش..
گفتم اولین بار که به دریای چشم های تو خیره شدم
سوار قایق شدم، جلیقه ی نجات پوشیدم!
از اینکه این دریا سراب باشه ترسیدم
مرتب بررسی می کردم که
واقعآ توی آب هستم یا توی شن های کویر!

بلال و گرفت پایین و محکم منو بوسید
گفت دیگه مهم نیست
هر چی بوده تموم شده رفته
منم که الان اینجا نیستم، زیاد سختش نکن
سعی کن توی رابطه ی بعدیت
با کسی باشی که اونم بخواد تو دریای تو
به دور دست های درونش نگاه کنه!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 01:09 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،
برچسب ها: داستان های کوتاه ،
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید