تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - من و تنهایی بی انتهایم در جاده ای به نام زندگی The title of your home page






 من و تنهایی بی انتهایم من و تنهایی بی انتهایم
در جاده ای به نام زندگی
با کوله باری از خاطره ها و آسیب ها
با زخم هایی که خیلی هاشان درمان نشدند
با کفش هایی که به زور عوضشان کردم

مسیر زیادی را طی کردم تا آنکه فهمیدم
من و تنهایی، با هم تنها نیستیم
کسی تعقیبمان می کند!
موجود سیاه کوچک معصومی که نگرانمان است!

او همیشه می خواست راه درست را نشانم بدهد
می ترسید که بلایی سرم بیاید، اسمش ترس بود
ترسی که از آسیب دیدنم ترسیده بود
و چقدر در بین من و تنهایی ام، تنها بود

او همیشه هشدار می داد که از خودم محافظت کنم
و من از هشدارهایش می ترسیدم
می فهمی چقدر پیچیده می شود؟
از ترس بترسی، در حالی که ترس از تو می خواهد مراقبت کند
اما تو با ترسیدن از ترس، به خودت و ترس، آسیب می زنی!

چقدر احمق و بیچاره بودم، اما حالا دیگر نمی ترسم
از هیچ پایان تلخ و آغازی ناخوش
و روند کلافه کننده ای نمی ترسم!
اصلا مگر بودن در جهانی که
در آن چیزی را به دست نمی آوری که از دست بدهی!
ترسناک است؟

تنها هدایایی را دریافت می کنی
و روزی هم پس می دهی!
جهانی که همیشه ناپایدار و فناپذیر بوده است
جهانی منظم از بی نظمی هایی بی انتها

با خودمان کمی راحت تر و مهربان تر باشیم
درک می کنم که چقدر زندگی می تواند بی انصاف و ناعادل باشد
چقدر می تواند ما را تحت فشار بگذارد
تمام رنج هایی که کشیده ایم را درک می کنم

اما ما گناهکاریم!
اگر با دنیا در نابودکردن آدم درونیمان همدست شویم!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 17 تیر 1396 ساعت 11:52 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،
برچسب ها: زندگی ، تنهایی ،
یکشنبه 25 تیر 1396 06:49 ب.ظ
مطالبتون زیباست .
موفق باشید.
















 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد:
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید