تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر - رویا به حقیقت طعنه می زد تو شهامت به تصور کشیدنم را نداری! The title of your home page






 رویا به حقیقت طعنه می زد رویا به حقیقت طعنه می زد
تو شهامت به تصور کشیدنم را نداری!
تو بسیار عاجزتر از آنی که حتی بخواهی
گوشه ای از تصویرهایم را واقعی کنی!
تو ما را ناامید می کنی!
و همیشه حرف خودت را به کرسی مینشانی!
تو خیلی مزخرف و بیهوده هستی!

حقیقت پایش را انداخت روی پایش!
سیگارش را روشن کرد و بلند بلند خندید!

رویا که مانند زنی ظریف و زودرنج بود بغض کرد و گفت:
تو همیشه می خندی، تو همیشه می خندی و
بدون هیچ احساسی سر مرا می بری!
تو همیشه میشاشی به هیکل من!
از تو متنفرم حرامزاده ی پست فطرت!

حقیقت صدای خنده هایش بلندتر شد و گفت:
تو خیلی بامزه و ملوس هستی رویا جانم!
و به این آگاه نیستی که تا من نباشم! تو هم نخواهی بود!
تو فرزند خلف من در هستی، هستی!
تو به انسان ها امید می دهی که در راه سختشان
در مسیر خودآگاهی دوام بیاورند!

و به این هم آگاه نیستی که
گاهی ناخواسته انسان ها را به دام می اندازی
و آنجاست که من باید وارد شوم و آزادشان کنم!
حال به جای آنکه از من چیزهایی بر خلاف ذاتم بخواهی
بیا کنار هم کمی خوش بگذرانیم و به این انسان بیچاره کمک کنیم
تعارضات کمتری را تجربه کند و از لحظه هایش لذت ببرد!

فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 3 تیر 1396 ساعت 05:29 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،

قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید