فرشته گفت: چرا 
انقدر مقاومت می کنی؟ فرشته گفت: چرا انقدر مقاومت می کنی؟
چرا انقدر عصیان می کنی؟
ما زندگی را رنج آورتر از آنچه تصور کنی
طراحی کرده ایم!
بی معنی تر از آنچه که تجربه کرده ای!

انسان گفت: اینی که ناآرومم به این علته که
در جایگاه واقعیم نیستم
و اینی که عصیانگرم به این علته که
طبیعتم اینطوریه

هر انسانی درونش می دونه
جایگاه واقعی ش کجاست.
هر ستاره ای، در مدارش خوب می درخشه!
هر گندمی فقط در خاک مناسب، جوونه می زنه
و هر پرنده ای در نقطه ای که مناسبشه لونه می سازه

من جوابارو می دونم و فقط باید به خاطر بیارم
اما موانع ذهنی، قوی تر از کیفیت های فعلی درونیمه
برای همینه که در تعادلم نیستم

من می دونم کی هستم
و از اینی که نمی تونم متولدش کنم
احساس شرمساری و خیانت می کنم.

فرشته گفت: اگر با همین روش پیش بروی
به مقصود نخواهی رسید
پاسخ تو، رازی بزرگ است که گوش شنوایی ندارد!

دست از تقلا کردن بردار ای انسان
دست از تقلا کردن بردار
اگر می خواهی در این جریان غرق نشوی
به دست و پا زدن هایت پایان بده!
بگذار روی آب شناور بمانی

فرامرز فرحمهر
کتاب دیدبان ذهن
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:25 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،
برچسب ها: فرشته گفت چرا انقدر مقاومت می کنی ، زندگی ،
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید