شب غم انگیزی بود شب غم انگیزی بود
بوی تموم شدن رابطه می اومد
نشستیم توی پارک نوبت و دو تا چای خریدیم
به شونه های هم تکیه داده بودیم
و توی سکوت به نقطه ای خیره بودیم
احساسی همراه با آرامش و احترام به هم داشتیم

روح های ما به وحدت رسیده بودن
اما زندگی نقشه ی تلخی برای ما داشت
ما قرار نبود به هم برسیم

بعد از ۳ سال اولین شبی بود که
با این آرامش کنار هم بودیم
چقدر پخته و جا افتاده شده بودیم
خالی از هیجان و امید

رابطه ما به آخر رسیده بود
اما ته وجودم می خواستم بازم امیدوار باشم
دنبال روزنه ای بودم

اون شب سعی کردم خوب حسش کنم
خوب نگاهش کنم

سعی کردم خوب به خاطر بسپارمش
که اگر رفت
این تصویر و به یادگاری توی ذهنم ثبت کنم

فرامرز فرحمهر

دانلود دکلمه
منبع: شعرنما
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 13 فروردین 1396 ساعت 11:27 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1396،
برچسب ها: شب غم انگیزی بود بوی تموم شدن رابطه می اومد ،
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید