کافه بازم امشب توی کافه، تورُ دیدم تو رویاهام
 درُست وقتی که بارون زد، یهو لرزید همه دنیام

 تن لیوان قهوه توو، حضورت داغُ پُر روح شد
 دوباره سستی شونم، پُر از انگیزۀ کوه شد...


 تو رو در روی من بودی، توی اون لحظه های ریز...
 یهو تو کوچه رعدی زد، تهی شد از تو پشت میز

 به من رو کردمُ دیدم، تموم کافه مشغولن!
 همه توی نگاه هم، چه عاشقانه می لولن!...


 دوباره حجم تنهایی، تو قلبم نیزۀ غم کاشت
 دوباره سد بغض من، پس پلکم ترک برداشت...
 ...
 تموم بی خیالی هام، برای ماست مالی بود
 توی کافه کنار من، همیشه جات خالی بود...

 از کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر

 منبع: mahfeladabi.com/post/8641
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 9 دی 1393 ساعت 01:00 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1393،
برچسب ها: تنهایی ، متن ترانه های زیبا ، متن ترانه های جدید ، بازم امشب توی کافه ،
پنجشنبه 11 دی 1393 01:33 ق.ظ
رویایی و تخیلی بودن خوب نیست،بلا به دور...
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد:
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید