عکس مادر و کودک وقتی که به دنیا آمدم
 مادرم ذوق زده شده بود
 و پدر متحیر...

 مادر برای حس مادر شدن
 و پدر برای حس آفریدن...

 مادر و پدر بزرگ...
 برای اینکه نوه دار شده اند...
 و برادر...
 برای اینکه یک همبازی پیدا کرده است...

 گویی هر کسی آمده بود
 تکه اش را بردارد و برود...
 هیچکس برای حضورم شادمان...
 هیچکس من را برای من نمی خواست...

 آری
 از بطن تولد، تنها بودم
 تنهای تنها...

 از کتاب محدود بی پایان: فرامرز فرحمهر
نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 05:23 ب.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1391،
برچسب ها: دست نوشته ، متن های فلسفی زیبا ،
سه شنبه 17 مرداد 1391 12:49 ق.ظ
زیبا بود.
واقعا بچه واسه همینه!!
پنجشنبه 5 مرداد 1391 08:53 ب.ظ
LiKe
1
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم.
پنجشنبه 4 خرداد 1391 05:25 ب.ظ
تنهای تنهای تنهای تنهای تنها
مرسی فرامرز جان
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: خواهش میکنم، مرسی نگار.
پنجشنبه 4 خرداد 1391 02:25 ب.ظ
گویی هرکسی امده بود تیکه ی بردارد وبرود

خییل اینجاش زیبا بود
موفق باشی
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم.
جمعه 22 اردیبهشت 1391 05:24 ب.ظ
درود فرامرز عزیز
عذر بابت تاخیر
چقدر حست زیباست
همیشه با لذت می خونمت
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: درود بهاره، خواهش میکنم، ولی دیگه تکرار نشه! :-)))
لطف داری.
جمعه 22 اردیبهشت 1391 12:21 ب.ظ
Momkene maskhare be nazar biad, vali vaghan ettefagh miofte! Mikhai
surate kasi ro ke vaghan duset dare bebini? Ino be 10 nafar befrest
bad boro be addresse http://amour-en-portrait.ca.cx/ (in ye bazie
faransavie). Surate kasi ke duset dare zaher mishe! Khatare surprise
shodan (taghriban 90% shabihe)!"

Man khastam in bazio dor bezanam mostaghiman raftam be un address goft
intori nemishe! Baiad be 10 nafar befrestish! Nemidunam cetori fahmid,
amma majbur shodam in karo anjam bedam bebinam kar mikone
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ولی من نمیخوام ببینم...
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 09:20 ب.ظ
سلام وبت خیلی جالبه
به منم سر بزن
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: سلام، باشه.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 02:23 ب.ظ
خودخواهانه است
ولی می خواهم خود خواه عالم باشم
خسته ام از سکوتم
خسته ام از شنیدن فریاد دیگران برای گرفتن حقِ ناحق شان
به چه کسی بگویم این بار سکوتم علامت رضایت نیست؟
مادرم، پدرم ،از همه دلگیرم کاش زیستن را هدیه ام نمی کردید
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: کاش زیستن را تحمیلم نمی کردید...
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 01:29 ق.ظ
chera enghad talkh?
injuriam nist.
y jure dg negah kon hatman ruza shirintar mishe
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: باور کن همینجوراست.
من جوری که به حقیقت نزدیکتر باشه نگاه میکنم...
چه جور میشه خنجر تو پات فرو رفته باشه و لبخند بزنی؟....
...
ممنونم شیرین، ممنونم از مهرت.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 01:22 ب.ظ
لاک پشت صدها بار توبه میکرد اگر میدانست بیرون آمدن از لاک آرزوی مشترکی است بین او و عقاب بالای سرش.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم ترنم.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 01:21 ب.ظ
خیلی ها مترسك رو دوست ندارن چون پرنده ها رو میترسونه.
اما من دوستش دارم. چون تنهایی رو درك میكنه.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: و اون مترسک منم...
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 12:52 ق.ظ
شبی به اشتباه در زمین پیاده شدم
و جاده ای در بست سوارم کرد
تا ایستگاهی که قطارهایش
همه شاعر بودند


چمدانم را جاده برد


 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: عالی بود صبای عزیز
ممنونم.
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 07:53 ب.ظ
گویی هر کسی آمده بود

تکه اش را بردارد و برود...
زیبا اما تلخ
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم دینای عزیز.
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 07:03 ب.ظ
خدا هم ان لحظه فقط بر خود احسنت احسنت می گفت...
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: دقیقآ، میخواستم اینم بذارم تو کار، اما... !
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید