هاپوسلام پاپا این نامه را امشب زیر چراغ بیمارستانِ پشتِ بیابانِ کوچکی که در آن زندگی می کنیم با مدفوعم روی پوست لاشه ی سگ همسایه برایت می نویسم...
گفته بودی از اوضاع مامانُ داداش و خود بگویم! راستش قبل از شروع باید بگویم که دوستت داریم! زیرا ممکن است بعد از این نامه، دیگر زنده نباشیم!
اوضاع مان بد نیست، گاهی استخوانی می یابیم... !!! اما بیشتر در پیاده رُها و سطل آشغال های شهر بطری و سُرنگ و ..دُم! نصیبمان می شود!!! ...
گاهی هم مجبوریم برای حفظ جانمان تا آخرین نفس بدویم!
زیرا انسان ها! برای کم کردن شرمان، ما را به گلوله می بندند!...
راستی پاپا تو اوضاعت چطور است؟! شنیده ام ماریا(صاحبت) خانه اش را به نامت کرده... و قرار است تا چند سال آینده کاندیدای حذب حمایت از سگ ها بشوی!
...
پاپا این پوست دیگر جای نوشتن ندارد، برایمان دعا کن...
منُ مامانُ داداش به جز آدم های اینجا، دوستت داریم، بوووووووووووووووووس

از کتاب نت های خارج: فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 27 فروردین 1391 ساعت 02:41 ق.ظ ،

نظرات()

موضوعات:شعرهای 1391،
برچسب ها: دلنوشته های غمگین ، دلنوشته های دلتنگی ، دست نوشته ، متن های زیبا ،
دوشنبه 15 خرداد 1391 02:12 ب.ظ
این پست ها یادوشون بخیر

سلام پاپا

زیبا بود این کارت فرامرز
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم مینای عزیز.
سه شنبه 29 فروردین 1391 03:01 ب.ظ
سلام.منتظرتما.بدو بیا وبم.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: باشه.
دوشنبه 28 فروردین 1391 02:35 ب.ظ
با سلام.
احتراماً به خواندن چند شعر کوتاه دعوتید
منتظر حضور پر مهر و نقد ارزشمندتان هستم
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: دوست من، اومدم و کارهاتونو خودنم، نظر هم گذاشتم اما دوباره بلاگفا قطع شد.
دوشنبه 28 فروردین 1391 02:27 ب.ظ
بسیار زیبا ماننده مطالب قبلی تون قشنگ بود
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم امیریاشار عزیز.
دوشنبه 28 فروردین 1391 02:26 ب.ظ
"وقتی تو این متن سگه به باباش میگه ماریا خونشو به نامت کرده! تأیید اینکه ماریا خونشو به نام سگ کرده نیست، این دو تصویر کنار هم قرار میگیره تا نشون بده ما هم از اینور پشت بوم افتادیم پایین،"آقای فرحمهر تصویر سازی شما تایید ماریاست اگر چه این منظور رو نداشتین.ما خیلی وقتا متنی می نویسیم بایک هدف خاص ولی ممکنه خواننده هدف دیگهای برداشت کنه.کاش تلنگرهای زندگیمان بالاتر از اینها بود.من فقط نظر شخصی ام گفتم و منظور خاصی نداشتم،وقتی متنتونو اولین بار خوندم احساس کردم همه تبدیل به سگ شدن،گفتم کاش متنو نمی خوندم.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: در هر صورت هر کسی برداشت خودشو میتونه از هر متنی داشته باشه، ممنون.
دوشنبه 28 فروردین 1391 11:12 ق.ظ
درود دوستم
جنس نگاهت را دوست دارم
زیبا خواندمت


قلمت مانا
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: درود میلاد جان، ممنونم از حضوت، لطف داری.
یکشنبه 27 فروردین 1391 11:59 ب.ظ
به نام کردن یک خانه برای سگ!
کاندید حمایت از حیوانات،اونم در زمانی که روزانه دهها و هزارها کودک در اثر گرسنگی میمیرند،دفاع از حقوق حیوانات نیست.،این یعنی تغییر ارزشها.نامه این سگ یک تلاش مظلومانه برای زندگیست واین یک ارزش انسانی است که نمی شه با یک سگ توصیفش کرد.درسته ما جهان سومی ها حقوق سگها رو رعایت نمی کنیم ولی جهان اولی ها قبل از سگها حقوق خیلی چیزارو رعایت می کنند.کاش تقلید گرایی ما چند بعدی بود نه یک بعدی.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: غزل جان شما اگر میخوای همه چیز چند بُعدی باشه باید به مولوی و حافظ مراجعه کنی، این متن خیلی ساده راجع ظلمی که به حیوانات میشه صحبت کرد، وقتی تو این متن سگه به باباش میگه ماریا خونشو به نامت کرده! تأیید اینکه ماریا خونشو به نام سگ کرده نیست، این دو تصویر کنار هم قرار میگیره تا نشون بده ما هم از اینور پشت بوم افتادیم پایین، بهتره بین ما جهان سومی ها حقوق حیوانات مطرح بشه تا تلنگری بشه که بفهمیم وقتی حیوانات حقوقی دارند و حقی دارند پس ما انسانها باید بیشتر برای حقوق هم ارزش قائل بشیم. بعدشم شما میگی تلاش مظلومانه ی این سگ یک ارزش انسانیه که نباید تو قالب سگ توصیفش کرد! خیلی ببخشید وقتی یک انسان و یا حیوان تو این شرایط قرار میگیره همچین تلاشی مگه نمیکنه؟! مگه ندیدی حیواناتی که تو شرایط مرگ قرار میگیرند چطور معصومانه تلاش میکنند، حقوق حیوانات قبل از اینکه بشر مغزش به تکامل برسه و خودشو از حیوانات جدا کنه تو طبیعت وجود داشته و داره، من برای کلیت حیوانات بیشتر از انسانها ارزش قائلم چون ندیدم هیچ حیوانی یک انسان درسته بندازه تو چرخ گوشت! چون بقیه احتیاج به گوشت دارند! ندیدم هیچ حیوانی جنگ راه بندازه و یک دفعه چندین ملیون نفرُ به کشتن بده! بابا به خدا یک کم بازتر باید نگاه کرد، با این نوشته نه ارزش انسان پایین اومد! نه ارزش حیوان بالا رفت! بهتره دنبال وقعیتهایی که واقعیت دارند باشیمُ تعصبُ بذاریم کنار، حتی اگر این تعصب راجع یک موضوع درست باشه، چون تعصب کوری میاره.
یکشنبه 27 فروردین 1391 09:45 ب.ظ
سلام داداشی.نمیای وبم؟مطلب جدید اپ کردم.بدو بیا دیگه
نظر بدیا
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: سلام، باشه.
یکشنبه 27 فروردین 1391 07:07 ب.ظ
همیشه که نباید زشتی هارُ جارو کنیم زیر فرش.
فرامرزخان اینجای حرفتو خیلی قنشگ زدی
بیشتر ماهاعادت کردیم که فقط زیبایارو بینیم وتا کسی زشتیرو به یه شکل نشون میده سریع مخالفت میکنیم هرچیزی به اندازه تواین دنیا لازمه
درواقع بایدسعی کنیم واقع نگرباشیم.... اذیت آزازحیونا توسط انسان یه چیز خیلی واقعیه که همه کم و زیادشو شاهد بودیم....
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: صد در صد باهات موافقم ترنم.
یکشنبه 27 فروردین 1391 06:43 ب.ظ
اصلا حس خوبی به متنتون نداشتم،راستش ما خیلی وقتا خیلی چیزای خوبو فدای یه احساس بد می کنیم،سگ نمی تونه تصویر گر یک احساس ناب انسانی بشه.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: منظورت از حسُ نفهمیدم غزل جان، چرا؟ مگه قرار بود این یک احساس خوب باشه؟ این متن راجع حقوق حیوانات بود که ما جهان سومی ها رعایت نمیکنیم، فقط یک تلنگر بود، همیشه که نباید زشتی هارُ جارو کنیم زیر فرش. قرار نبود این سگ گویای احساس ناب انسانی باشه، قرار بود این سگ گویای احساس کثیف انسانی و بی تفاوتی مون در مورد حیوانات باشه.
یکشنبه 27 فروردین 1391 06:42 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ بود.
میشه خواهش کنم یکم دیگه روش کار کنین.طولانی ترش کنین یا میشه براش قسمت های دیگه ای هم ساخت.مثلا پدرش جوابشو بده یا یه جوره دیگه.که مثلا این سگه بیشتر از اوضاع خودشون بگه.من هر لحظه فک میکردم توی خط بعد قراره یه داستان دیگه رو توضیح بده.احساس میکنم نامه اش مثل فیلمای ایرانی گاهی بی سر وته داره تموم میشه.
از ادامه داشته باشه قشنگ میشه.
منتظر سلیقه جدیدتون هستیم.
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: فاطمه جان، آخه دیگه پوسته برای نوشتن جا نداشت! این فقط یک نوشته کوتاه در حد تلنگر بود، اگر ادامش بدم میشه داستان، یا رمان.
یکشنبه 27 فروردین 1391 03:26 ب.ظ
درود
جناب فرحمهر

نگاهتان
و عمق اندیشه ی شما
تواناییتان در بیان معانی تازه
ستودنی ست

هر بار که به این جا می آیم
با زاویه ای تازه رو به رو می شوم

این کار
به غیر از معنایی عمیق
حسی بسیار قوی داشت ...
سپاس از شما
پیروز باشید

 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: درود بانوی گرامی، ممنونم از لطف شما، خوشحالم کردید از حضورتون.
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:47 ب.ظ
دلم سوخت گناه داشتن
....
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: باور کن تمام سگها و گربه ها و حیوانات دور و برمون همینطوری معصوم هستند، اما ما آدمها اصلا بهشون اهمیت نمیدیم. (گل)
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:46 ب.ظ
عجب
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: همین خوبه! :-)
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:11 ب.ظ
اینجا جاییست که
پشت دوستت دارم ها هم نوشته شده:
ساخت چین!!!!


 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: حتی پشت عبادتهایت...
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:04 ب.ظ
قشنگ بود یعنی شعراتون همیشه زیباست فقط گاهی اوقات یه بوهایی ازشون استشمام میشه
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: همیشه که نباید بوی گل و بلیل بده.
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:04 ب.ظ
در زندگی به هیچ کس اعتماد نکن،
آیینه با تمام یک رنگیش دست چپ و راست را به تو اشتباه نشان می دهد...
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: صددددددددددد در صددددددددددد موافقم.
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:03 ب.ظ
خیلی جالب بود...
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: ممنونم دینای گل.
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:03 ب.ظ
اولا....مشخصا که سگه سگ جارجیه .....واسه اینکه به باباش ....میگه ....پاپاجان
دویمن...بیابانِ کوچکی
که در آن زندگی میکنیم با مدفوعم
روی پوست لاشه ی سگ همسایه برایت مینویسم...
اینجاش خیلی کثیف بود حالم بهم خورداول صبحی.....
آخی سیبیلاشم یخ زده چه چقدر معصومه توعکس.....دلم آدم کباب میشه واسش...
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: اشکالی نداره، یک نفس عمیق بکش درست میشه!
یکشنبه 27 فروردین 1391 09:37 ق.ظ
سلام.
با احترام ، به چند شعر کوتاه در "آب زلال" دعوتید
منتظر حضور پر مهر و نقد ارزشمندتان هستم
 ماهی سرد
پاسخ ماهی سرد: سلام، به روی چشم.
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .

 از اینجا دیدگاه خود را ارسال کنید