تو در طبیعت راه می
 روی تو در طبیعت راه می روی
و من نمی توانم حتی در اتاقم قدم بزنم
تو در طبیعت از بوی گل ها و درخت ها
و نسیم بهاری لذت می بری

و من حتی نمی توانم
نفس های خودم را احساس کنم
گویی چیزی درونم فرو ریخته
گویی در تاریکی عمیقی فرو رفته ام!
و هیچ نوری را نمی توانم باور کنم!

بهترین کتاب ها را در دستم می گیرم و نمی توانم بخوانم
بهترین موزیک ها را پلی می کنم و نمی توانم گوش بدهم
بهترین غذاها را می خورم و نمی توانم طعمشان را تجربه کنم
چیزی درونم فرو ریخته است و خود را به در و دیوار می کوبد.


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:59 ق.ظ ،

نظرات()

 هیچ فرقی میان 
کسانی که زندگی را رها کرده اند هیچ فرقی میان کسانی که زندگی را رها کرده اند
و کسانی که به آن چسبیده اند نیست.
هیچ فرقی میان درویش و پادشاه نیست

گدا و پولدار نیست. هر دو بازنده اند
هر دو فریب خورده اند
و کیفیت خود را از دست داده اند.

در واقع ما چیزی را گم نکرده ایم که
بخواهیم پیدا کنیم.

ما مغزی در جمجمه ای استخوانی داریم که
تنها باید گردگیری اش کنیم
و اطلاعاتی درست را به آن انتقال دهیم.

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:55 ق.ظ ،

نظرات()

 گفت: باید ایستادگی
 کنم و جلوی خودم و بگیرم گفت: باید ایستادگی کنم و
جلوی خودم و بگیرم
طناب از دستم در رفته
به عادت ها و خیال های گذشته برگشتم!

گفتم: اتفاقا باید یکجا راحت بشینی و
دست از سر خودت برداری!
دور خودت دیوار بکشی و
بگی که فارغ از گذشته و آینده
این لحظه برای منه!

من حق دارم
حداقل روزی ۵ دقیقه با خودم باشم


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:52 ق.ظ ،

نظرات()

 خداحافظی را بیاموز
 خداحافظی را بیاموز
با جوانی، با یار، نزدیکان و بستگان و..

کم کم که سن بالا می رود
از دست دادن شروع می شود
در باد دست تکان می دهیم
و تنهاتر و تنهاتر می شویم

تا روزی که نوبت خودمان بشود
اینجا جهانی ست که هیچ ثباتی ندارد
و تنها مفهوم ثابتش ، تغییر است

لایه های پایین بالا می آیند
و لایه های بالا پایین می روند!
ما هم بخشی از این چرخه ایم
و راه گریزی هم نیست.

فرامرز فرحمهر
کتاب دیدبان ذهن

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:49 ق.ظ ،

نظرات()

 هر انسانی در خود 
احساس خلا می کند هر انسانی در خود احساس خلا می کند
هر انسانی در پی نقطه ای ست که
در آن به آرامش برسد

اگر آن نقطه در تنهایی پیدا نشود
و با خود به صلح نرسیم!
همه چیز
حتی عمیق ترین حس ها
به سطح می آیند

و احساس پوچی و بیهودگی
رهایمان نخواهد کرد!
فرقی هم ندارد که
چه باورها و دیدگاه هایی داریم!


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:43 ق.ظ ،

نظرات()

 اصلا دلیل ناراحتی 
تان هرچه باشد اصلا دلیل ناراحتی تان هرچه باشد
به شما مربوط نیست
این را در پاسخ دوستی گفتم که
احساسش را به عوامل بیرون از بدن پیوند زده بود!

روزی که شما می خواهید
بر جهان بیرون از خود تسلط پیدا کنید.
دردها و رنج ها آغاز می شوند!
آن هم در شرایطی که
به جهان درون خود هم مسلط نیستید.

و ماجرا از آنجا بامزه می شود که
می دانیم این جهان هر لحظه
به شکل دیوانه واری در حال دگرگونی ست!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 04:38 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:51 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...