تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر The title of your home page






 تجمع اعتراضی مردم 
در سرار جهان تجمع اعتراضی مردم در سرار جها
 کار را به صلح کشانید!
آن ها به آنکه با خود غریبه هستند اعتراض کردند
به همین روی از گلفروشی ها تقاضای گل کردند
تا به یکدیگر هدیه بدهند!

و همین امر باعث شد تا بی کاران سر کار بروند!
مردم جهان نگران هم هستند!
یکی از آن ها میگفت:
من مگر میتوانم درد تو را ببینم و خوش گذرانی کنم؟

..گویا تنها مانده ام! زیرا میخواهند
به دیوانه خانه انتقالم دهند!
آن ها میگویند تو هنوز عنصری از خودخواهی
و کج فهمی را در خود داری؟

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 01:22 ق.ظ ،

نظرات()

 آینه ها چهره شو 
بسیار زشت نشون میدادن آینه ها چهره شو بسیار زشت نشون میدادن
یعنی پری دریایی هم جلوشون می ایستاد
تصویرش مانند جن میشد! واقعآ قیافه هارو ناامیدکننده
و بسیار پیر منعکس میکردن!
بهش گفتم که: خواهش میکنم
آینه های خونه ت و عوض کن!

تو انقدرا هم زشت و شکسته نیستی!
حداقل یک آینه بخر
و روزی یکساعت جای آینه اصلی خونه بذار
و بهش خیره شو! دستم و با وحشت گرفت
و گفت: اونوقت اگه جنا ناراحت بشن چی؟

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:40 ب.ظ ،

نظرات()

 درگیر انسان های به
 ظاهر پیچیده و سخت رابطه هایتان نشوید! درگیر انسان های به ظاهر پیچیده
و سخت رابطه هایتان نشوید!
سرسخت ترین هاشان تسلیم خواهند شد!
تحلیل خواهند رفت!

زیرا جایی انرژی شان تمام میشود و به خود میگویند:
پس کی استراحت خواهم کرد؟ به زمان اعتماد کنید!
خواهید دید کودکانی ترسو را که!
پس نقاب هایی ترساننده پنهان شده اند!
تا با ترساندن و تحت تاثیر قرار دادن شما!
کمی از ترس خود بکاهند! تا دریابند در تجربه تنها نیستند!

و خواهید دید که این انسان ها!
بیشتر از جنگ در شما حس ترحم ایجاد خواهند کرد!
پس نبرد را کنار بگذارید و دوباره فاصله هایتان را اندازه بگیرید!
تا آسیب نبینید! و احتمالا هم آسیبی وارد نکنید!
گاهی فردی که از او انتظاری داریم
واقعآ چیزی که میخواهیم را ندارد بدهد!
حتی اگر مانند پدر و مادر وظایفی داشته باشد!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:36 ب.ظ ،

نظرات()

 هنوز چیزهایی از 
دست نرفته است! هنوز چیزهایی از دست نرفته است!
بدنم و خانه ای که در آن زندگی میکنم! دوستانم!
میتوانم به آسانی تنفس کنم
و هنگام باران لای پنجره را باز بگذارم!

میدانم که در گذر زمان تغییر خواهم کرد!
آنقدر که شاید به خاطر نیاورم! اما چاره چیست؟
سال ها در گذشته و آینده جنگیدم و هیچ نیافتم!
تنها فرسوده تر و بی تفاوت تر شدم!

(قطعآ این آخرین راه است! که به اکنون بیاویزم
و خود را نجات دهم!)
که دیگر به صداهای پنهانی که اخطار میدهند گوش ندهم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:31 ب.ظ ،

نظرات()

 به عزیزترین آدم 
هایتان نامه ای بنویسید به عزیزترین آدم هایتان نامه ای بنویسید
و حرف دلتان را بزنید، از آن ها تشکر کنید که هنوز هستند
در سپاسگذاری شفای عجیبی نهفته است که
تنها با تجربه اش درکَش میکنیم
حتما نیازی هم نیست که نامه ها را به آن ها بدهید!
نامه ها به انسجام کلمات
و معانی در ذهنمان کمک میکنند!

و گاهی از خود شگفت زده میشویم که
چه حس های عمیقی را تجربه میکنیم!
حس هایی فراتر از گلایه هایمان به آن ها! که
زیر خروارها انتظار و اندوه و خشم و یاس پنهان شده اند!
و در اعماق وجودمان برای آزاد شدن لحظه شماری میکنند!
که هنوز هم آدم های سخت رابطه هایمان را
در دنیای مطلوبمان نگه داشته اند!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:21 ب.ظ ،

نظرات()

 اگه تو این و داری،
 چرا من نداشته باشم؟ اگه تو این و داری، چرا من نداشته باشم؟
گفت: خب تو هم داشته باش!
گفتم: اینی که داشته باشم مهم نیست
اما دوست ندارم تو داشته باشی!
گفت: چرا دوست نداری من داشته باشم؟
داشتن من، تو رو آزار میده؟

گفتم: بله احساس ترس و حقارت میکنم!
گفت: خب اگه تلاش کنی، به این دستاورد میرسی
و دیگه این احساس و نداری!
گفتم: به این باور رسیدم که
توانایی ندارم و آدم ضعیفی هستم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:13 ب.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:73 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...