من و تو در جهان 
های متعددی زندگی خواهیم کرد  من و تو در جهان های متعددی زندگی خواهیم کرد
و بالاخره در یکی از این جهان ها، با هم دیدار می کنیم
هیچکدوممون از جهان بیرون نمی افتیم!
پس هیچ فاصله ای هم بینمون نیست

سیگارش و روشن کرد و گفت:
ببین بچه اگر صدبار دیگه هم دیدار کنیم
من به تو پا نمی دم!
اصلا هم نمی فهمم چی می گی!
یا تو خیلی آسمونی هستی
یا من خیلی زیرزمینی ام!
دودش و فوت کرد تو صورتم و خندید!

گفتم: خیلی هم خوب می فهمی!
تمام متن هات و از ۵ سال پیش نگه داشتم
ولی بین خودمون بمونه
عجب نقاب مسخره ای برای خودت انتخاب کردی
بهم بگو پس قاب یه آدم احمق چطور دووم میاری!
خوش می گذره تو تاریکی؟
روحت تو برزخ انکارهات حالش خوبه؟


نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 11:17 ب.ظ ،

نظرات()

 هدف از زندگی چیه؟ 
 هدف از زندگی چیه؟
هدف هارو ما تعریف می کنیم!
حتی زندگی رو ما تعریف می کنیم
ما در فضاهای بی انتها در جهان به دنیا اومدیم
و تحت تاثیر بسیار بالای ژن ها و محیط هستیم
ما در بندهای تکامل هستیم.

چه کار می تونیم بکنیم؟
اغلب کار خاصی نمی کنیم
باید این حقیقت رو بپذیریم که
جبر سوار بر زندگیمون هست

اما می تونیم تا حدودی
روی شرایطمون تاثیر بذاریم
و رنج کمتری ببریم

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 11:13 ب.ظ ،

نظرات()

 گفتم من همه چیز را
 میدانم گفتم من همه چیز را میدانم
اما نمی توانم به تعادل واقعی برسم
چطور می توانم این فاصله را در خودم پُر کنم؟

سنگ کوچکی را در آب انداخت
و به درخت های باغ و کلاغ ها نگاه کرد
به درخت ها و کلاغ ها
و تمام اجزای این باغ نگاه کن!

هر کدام از این ها در جای خود کامل هستند
اما در مقایسه با هم کامل نخواهند بود
هر کدام برتری خواهند داشت!
تو هم در جای خود کاملی!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 11:10 ب.ظ ،

نظرات()

 بهم خیره شده و گفت
 تلاش روانکاوی اینه که بهم خیره شده و گفت تلاش روانکاوی اینه که
بهمون بگه با خودمون راحت باشیم
گفتم: اما من با خودم ناراحتم، اصلا نمی دونم چمه!
گفت: مثل اینکه متوجه نشدی
تمام تلاش روانکاوی اینه که بگه
با خودمون راحت باشیم

گفتم: فهمیدم چقدر تکرار می کنی؟
نه نفهمیدی، قراره وقتی هم که ناراحتیم
با خودمون راحت باشیم موسیو
تو انگار تصمیم گرفتی وقتی هم که راحتی
با خودت ناراحت باشی!

گفتم فشار زیاده، قبول کن،
ذهنم بیست و چهار ساعت کار می کنه
خیلی وقتا از کنترلم خارج می شه
اونکه از گذشتم، اینم از الانم، آیندمم که
از الان معلومه چه افتضاحیه!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 11:07 ب.ظ ،

نظرات()

 نکته جالب دریا اینه که نکته جالب دریا اینه که
هیچ کوه و ساختمونی توش نیست که
جلوی دیدت و بگیره
میشه با خیال راحت تا بی انتها
به دور دست ها خیره شد.

گفت: ولی احتمال غرق شدگی داره
ممکنه انقدر مجذوب بشی که
راه بی افتی بری تو آب
بدون اینکه سوار قایقی بشی
یا جلیقه نجات با خودت ببری

گفتم: وقتی که با دریایی عمیق
و بی انتها رو به رو می شی
بردن قایق یا جلیقه ی نجات کار عاقلانه ای نیست
فکر کن تمام قطره ها با خودشون
قایق و جلیقه ی نجات ببرن!
چه دریایی می شه واقعآ!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 01:09 ق.ظ ،

نظرات()

 ذهن من با کفش های 
پاشنه بلند راه می رفت ذهن من با کفش های پاشنه بلند راه می رفت
تا نزدیک به قامت افکار تو شود!
دماغ دروغ گویش را جراحی کرد

لب های باریش را برجسته کرد!
تا شاید نظر تو جلب کند!
اما تو کجا و ذهن بازیگوش من کجا؟

تو قلبم را می خواستی و من
فکر تسلط بر تو بودم!
من دستت را می خواستم و تو
فکر همدستی با من بودی!

گاهی با سیلی هایی بیدار می شویم که!
می گوییم کاش هیچوقت بیدار نمی شدیم!
قبل از آن که دیر شود
روی رابطه های با ارزشتان کار کنید

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 01:06 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:56 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...