تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر The title of your home page






 جامعه خالی از معناهای سالم جامعه خالی از معناهای سالم
پذیرای هرگونه معنایی از هر نوعی خواهد بود!
چون انسانی که در کویر گرفتار شده!
و نیازمند آب است!

برای او فرقی نمیکند آبی که مینوشد چه کیفیتی دارد!
ما جامعه ای تهی از معنا، بی تفاوت و سطحی نگریم!
انسان های سردرگمی که
میان تعارضات سنت و مدرنتیه گیر کرده اند!
و تکلیفشان را با نقششان
در زندگی شخصی و جمعی نمیدانند!

این جامعه مانند دریایی ست که تنها با بادها
یعنی موج های هیجانی ای که
به عمد یا غیرعمد شکل میگیرد تحرک میکند!
مانند تحولات سیاسی، رخدادهای ورزشی یا حادثه ها!
در او هیچگونه کنش و تبدیل و عمقی نیست!
بلکه تنها واکنش میکند! آن هم نه از روی داده ها!!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 15 خرداد 1397 ساعت 06:32 ب.ظ ،

نظرات()

 تعهد به کشف درون تعهد به کشف درون ، امکانی ست که ما را
نزدیک به انسان بودن میکند!
انسان بودن تربیت و آگاه شدن به ذهن است!
توانایی تولید معناهایی که قدم هایمان را
در هدف هایمان استوار کند!

چیزی کمتر از این، ما را به مرحله ای
کمتر از حیوانات میرساند!
زیرا حیوانات آگاه به خود نیستند!
بلکه همسو با طبیعت اند!
انسانی که آگاه به خود نباشد!
همسو با طبیعت هم نیست!
و خود را جدا از جهانی که در آن زندگی میکند میبیند!
موجودی بیگانه و تنها، با تضادهایی بیشمار.

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 02:08 ق.ظ ،

نظرات()

 سنگ را برداشتم، 
گفت: چند گزینه داری! سنگ را برداشتم، گفت: چند گزینه داری!
آن را به سرم بزنی! بر زمین بیندازی
یا بر آن نقشی را خلق کنی! انتخاب با توست!
حتی زمانی که در بی تفاوتی
سنگ را به زمین میاندازی!

گفتم: درست میگویی
اما دیگر قله ی بلندتری از این قله نیست
وقت آن است که به پایین بازگردیم

گفت: چند انتخاب داری! کار را تمام شده بدانی!
کار را آغاز شده بدانی
و هفته ی بعد دوباره به این قله صعود کنی
و از منظره لذت ببری، یا اصلا بگویی چه کاری ست؟
همان لذت را هم میتوانم در پایین تجربه کنم! انتخاب با توست!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 02:01 ق.ظ ،

نظرات()

 دلتنگی را میتوانی 
درمان کنی؟ دلتنگی را میتوانی درمان کنی؟
من دلم گرفته است
برای کسی که ندارمش!
دستم را گرفت و سرش را به شانه ام چسباند!

گفت: میدانم چه حسی داری
تا اکنون حس هایت را تحلیل کرده ام، تا آرام باشی
هرچه خود را واضح تر نظاره کنیم، کمتر میترسیم..

من درمانگر نیستم، تنها صدایی ام که با تو صحبت میکنم!
من غم هایت را حتی عمیق تر از آنچه حس میکنی،
احساس میکنم! و عمیقآ از انتظار و رنج هایت
رنج میکشم! و بسیار هم دوستت دارم..

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 01:54 ق.ظ ،

نظرات()

 در مقابل کلمات 
ایستاده ام! در مقابل کلمات ایستاده ام! به آن ها نگاه میکنم!
تصاویر و معانی را بر گوی حرکت میدهم!
چه خنده دار است!
ما هر بار به جای اول بازمیگردیم
و چیزهای جدیدی یاد میگیریم!
گویی هرگز بازنگشته ایم!

گفت: بله، زیرا جایی نرفته بودیم!
ما در توهم گذر هستیم! تنها ظواهر تغییر میکنند!
جهان در ذات، ثابت است!
تمام گوی ها ثابت هستند!
گفتم: پس قرار بر چیست؟ گفت: قرار بر حرکت است!
ما ثابت در حرکت هستیم! هرگز یک حرکت را چندبار تکرار نکن!
زیرا ساکن میشوی! و این خلاف قوانین است!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 01:49 ق.ظ ،

نظرات()

 هیچ هدفی پشت تصادف
 ها نیست هیچ هدفی پشت تصادف ها نیست
اون ها رخدادهایی در ارتباط با هم هستند!
اما معنا ندارند!
گفت: یعنی هیچ تصمیم گیرنده ای نیست؟
گفتم: تو دوست داری باشه؟ گفت: آره!

گفتم: اگه نباشه چی؟ میترسی؟ گفت:بله،به شدت!
گفتم: اما متاسفانه خیلی چیزها از کنترل ما خارجه!
ما فقط میتونیم با توجه به دانش
و تجربه مون احتیاط کنیم!
گفت: میخوام از بازی بزنم بیرون!
من دوست ندارم که تنها یک عنصر از حیات باشم!

دلم میخواست بدن و ذهنم و خودم انتخاب کنم!
حتی پدر و مادرم و..
گفتم: اگه قرار بود دنیارو طبق معیارهای ما بسازن
میدونی چه آشفته بازاری میشد؟
گفت: الان نیست؟ گفتم: زیاد شلوغش کردیم!
زندگی مثل یه قطاره، باید بپریم توش و سوارش بشیم!
اون کاری نداره که ما چه نظری درباره ش داریم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 01:34 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:72 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...