انسان در رابطه 
هایش شکل، معنا و جهت پیدا میکند! انسان در رابطه هایش شکل، معنا و جهت پیدا میکند!
رابطه ها آینه ی تمام نمای درون مان هستند
و ما میتوانیم زوایای پنهان مان را در آن ها پیدا کنیم!
هر نوع مقاومت، خشم و یا مهری
نشانی از خالصی ها یا ناخالصی هایمان دارد!

هر نوع دور شدن، یا نزدیک شدنی!
ما با انتخاب نوع و شکل رابطه ها
مسیر رشد یا سقوطمان را انتخاب میکنیم
حتی نگاهمان و معناهایی که تولید میکنیم را!
شاید زندگی لبخندهای کوتاهی میان اشک ها باشد!

اما آن هایی که رابطه های سالم
صمیمانه و بالغانه دارند!
در اشک هایشان لبخند خواهند زد!
بهای رابطه های خوبی که دارید یا میتوانید داشته باشید را بدهید.

متن : فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:10 ب.ظ ،

نظرات()

 باید زیبایی رو 
تموم کنم باید زیبایی رو تموم کنم ، طاووس ها اینو خوب میفهمن!
تمام کتاب های خوب اینو میگن!
گفت: زیاد زندگی و زدی تو رگت! زیادی مست شدی!

گفتم: وقتی درون زیبایی داری، یا چهره ی زیبایی
نیاز به اشتراک گذاری تو رو پاره میکنه!
همش به خودت میگی، حیف شدم!
کسی هست آیا منو ببینه؟!
گفت: هدف همینه! تا اینکه به دیدن خودت برخیزی!
خیلی سخته، اما شدنیه!

گفتم: خیلی زندگی و دوست دارم
 راستی میدونستی من قبلا مرغ عشق بودم؟
گفت: کیه که ندونه! اونایی که با درونشون به صلح میرسن
میفهمن قبلا کی بودن و میخوان بازی زیبایی رو تموم کنن!
خط بین (زشت و زیبا رو) مثل چوب بستنی میشکونن و دیوانه وار میخندن!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:05 ب.ظ ،

نظرات()

 شما ما را 
نمیشناسید! شما ما را نمیشناسید!
ما زیر پوست این شهر زندگی میکنیم
پنهانی عاشق میشویم و پنهانی میبخشیم!
عمیق هستیم، درگیر مسائل کوچک نمیشویم
و بر خلاف جریانی که به آن عادی میگویند!
خلاف جهت، یعنی در مسیر واقعی جهت حرکت میکنیم!

در دید نیستیم! حاشیه درست نمیکنیم!
قضاوت نمیکنیم و با انسان ها مانند ابزار رفتار نمیکنیم!
میگویند مهربان، اما واقعا هم مهربان نیستیم
تنها پشت مسائلی که
خود و انسان ها ایجاد میکنند را میبینیم!
و قطعآ انسانی که میبیند و لمس میکند
نمیتواند نامهربان و قاطع باشد!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 07:53 ب.ظ ،

نظرات()

 من نقش تو را بازی 
نمیکنم! من نقش تو را بازی نمیکنم!
بلکه تو را قبول دارم!
تمام حرف ها و جهان بینی ات را!
چشم های بی نظیرت را
تمام معناهایی که کشف کرده ای را!

به چشم هایم خیره شد و گفت:
قول بده که در من گیر نکنی
تو بی رحم تر از آنی، و باید عبور کنی
گفتم: تنها کسی که سیمرغ درونم را میبیند تو هستی
و تنها تو میدانی که از تو عبور خواهم کرد!

دست های باریک زنانه اش را به صورتم کشید
و گفت: من سیمرغ ها را میشناسم! قاتل مهربانم را

فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 03:28 ق.ظ ،

نظرات()

 پس وضعیت چه باشد 
که آرام باشیم؟ پس وضعیت چه باشد که آرام باشیم؟
گفت: در وضعیت خود باش!
هیچ درختی نمیتواند در وضعیت تو باشد!
گفتم: این ناشدنی ست!
هیچکدامان در وضعیت خود نیستیم!

گفت: سرگشتگی و ناپایداری بخشی از درون ما ست!
گفتم: دقیقآ، علت اش هم این است!
گفت: عمیقآ، اگر به این ها آگاه و پذیرایشان باشی!
در وضعیت خود هستی! و آرام خواهی بود!

فرامرز فرحمهر

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 03:23 ق.ظ ،

نظرات()

 چیزی برای نوشتن نیست چیزی برای نوشتن نیست، گفت: چیزی دریافت نکردی
تو کارخونه ی کلماتی پسر
بلند شو از خودت و به درونت نگاهی بنداز
گفتم: مسئله اینجاست
دانش های ما، بیرون از ما هستن!
شاید منظورم و نفهمی!

اما ببین، اگه یه نوزاد و تو یه محیط غیرانسانی بزرگ کنی
اون تقریبآ همون شکلی میشه!
شاید گاهی نباید به درون نگاهی بندازم!
چون اصلا بعضی چیزها درونی نیستن!
ما قصد درونی کردن و داریم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 03:15 ق.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:66 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...