وقتی که امیدی 
نیست، باید به تو فکر کنم! وقتی که امیدی نیست، باید به تو فکر کنم!
تو در اعماق احساساتمی!
اینی که بگم هنوز عاشقتم دروغه!
اما میتونم بگم که آخرین سنگر درونمی! آخرین پناهگاه!
فارغ از تمام نگاه های فلسفی
من عمیقترین تجربه هارو با تو گذروندم!
با اینکه میدونم به میزانی که من دریافت میکردم
دریافت نمیکردی!
به میزانی که عاشق بودم عاشق نبودی!

تو به بالا نگاه میکردی و من به پایین!
تو باید بالا میرفتی، اما من مجبور بودم پایین باشم!
بندهای درونی و بیرونی زیادی داشتم!
و مجبور بودم به احساسی که دارم مومن باشم!
و هنوز هم بهش مومنم! به درونم متعهدم
چون پاکترین و لطیف ترین حس هارو در اون تجربه کردم

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:50 ب.ظ ،

نظرات()

 پشت پراید به 
ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد! پشت پراید به ماشینای گرون قیمت نگاه میکرد!
پشت ماشین گرونش
به اونایی که تو پراید میخندیدن نگاه میکرد!
فردا میخواست طلاق بگیره
به اونی که با دوستاش مجردی دور هم بودن
و لب ساحل لم داده بودن نگاه میکرد!
تنها زیر بارون قدم میزد و به چترهای دونفره نگاه میکرد!

به زوج هایی که عاشقانه در چشم هم خیره شده بودن!
ما در هر وضعیت و زاویه ای آرزومند چیزی بودیم!
چیزی انگار کم بود!
اما همه جا غم و تنهایی همراهمون بود!
ما فکر میکردیم در وضعیت بعدی، کم، غم
و در تنهایی گوشه ای خم بودن نیست! اما بود!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:44 ب.ظ ،

نظرات()

 مقداری حال خوب، 
چیزیه که تو دنبالشی مقداری حال خوب، چیزیه که تو دنبالشی
شاید لازم باشه مشروبات الکلی مصرف کنی!
شاید لازم باشه بری بیرون و عربده بزنی و بگی حالم بده
شاید نیاز به یک آغوش داشته باشی
یا کتابی بتونه چند روزی حالت و خوب کنه!
اصلا از همه ساده تر بازی های کامپیوتریه!

کلا مغز و تعطیل میکنه! با تعجب نگاهم کرد
و گفت:خب من همه این کارارو انجام  دادم!
گفتم: خب آخرین راهی که میمونه خودکشیه!

بی دردترین راهشم سریع تری نوعشه!
اگه بخوای میتونم چند نوع شو بهت پیشنهاد بدم!
گفت: عجب مشاوری هستی!
دستی دستی میخوای طرف و بندازی تو دردسر!
نه دیگه شهامت خودکشی ندارم
ولی حال زندگی هم ندارم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:38 ب.ظ ،

نظرات()

 چه خوب پیدات کردم،
 تو این دنیای فانی چه خوب پیدات کردم، تو این دنیای فانی
ندونستم یه عمری، خود تنهاییامی
به هر کسی رو زدم، به هر سمتی سو زدم
توی امواج احساس، تو خشکی پارو زدم

چه تقلاهای خامی، واسه خوشبختی نکردم
نمیفهمیدم تو چنگ خواسته هام فقط یه بردم
توی آینه های تیره، پی سایه ای میگشتم
کسی که عشق خودم هست، کسی که براش شکستم!

اما ناجی ای نبود که بگیره تنهاییام و
زندگی شکنجه میداد، تا بفهمم ماجرام و..
قصه توام همینه، منتظر نمون نمیاد
هیشکی خوبیات و قد آدم درون نمیخواد

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:34 ب.ظ ،

نظرات()

 وقتی که نمیبینی وقتی که نمیبینی عصبانی میشی، دیدن که ترس نداره!
گفت: اما باید آدم هارو ادب کرد!
گاهی سکوت ما، اون هارو به اشتباه میندازه!!
گفتم: درسته، اما باید سکوتمون، از درون آغاز شه
وقتی که درون و ببینیم!

آدم هارو هم تا حدودی میبینیم!
اونوقت جای واکنش کردن! کنشگر میشیم!
ما میبینم که اون آدم پشت رفتارش چه انکارها
و رنج هایی و تحمل میکنه! ما میبینم!
چون انکارها و رنج هامون و دیدیم!

همه ما در مسیر ترکش رابطه های
سخت و آزاردهنده قرار گرفته ایم و باز هم خواهیم گرفت!
شاید بشه با تنظیم فاصله، یا قطع ارتباط در این نوع رابطه ها
از میزان رنج، یا آسیبی که میبینم کم کنیم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:25 ب.ظ ،

نظرات()

 بهترین رنگی که 
میتونی حدس بزنی رنگ قرمزه! بهترین رنگی که میتونی حدس بزنی رنگ قرمزه!
گفت: واسه همین موهام و قرمز کردم!
اصلا وحشی تر از این رنگ داریم؟
گفتم: نه! اما تا سفید نباشی، قرمز و درک نمیکنی!
گاهی باید یخ بزنی تا قدر گرما رو بدونی!

به نظرم زندگی قرمزه! داغ داغه!
گفت: راس میگی ها! زندگی کلا حشریه!
هسته ی سیاره ها داغ و سرخ هستن!
اونوقت محترمانه میگن! نه، قرمز نه! زشته بابا!
آبی رنگ زندگیه! قرمز و توی پستو پنهان میکنن!
الکی آبی بازی درمیارن! واسه همینه که ناراحت هستن!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 08:16 ب.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:66 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...