تبلیغات
وبلاگ رسمی فرامرز فرحمهر The title of your home page






 غم ها ما را به هم 
نزدیک میکنند! غم ها ما را به هم نزدیک میکنند!
شاید بتوانیم در شادی کنار هم باشیم!
اما در غم، میتوانیم به هم فکر کنیم
میتوانیم تلاش کنیم که همدیگر را بفهمیم
و خودمان را جای دیگری بگذاریم!

غم، نوعی سکوت همراه با همفهمی ست!
دیوار غرورها و نقاب ها فرو میریزد
و میفهمیم پشت آن چهره ای که قضاوت میکردیم
چه معصومیت و کودکانه ی زلالی جاری ست!

که آدم ها آنقدر هم بدجنس و دورو نیستند!
آن ها تنها میخواهند از خودشان محافظت کنند
اما بلد نیستند!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 03:34 ق.ظ ،

نظرات()

 خیلی زود روشن میشه
 که ما با هم هستیم خیلی زود روشن میشه که ما با هم هستیم
باید یه کم با تجربه بشی تا مفهوم حرفم و بفهمی!
مردم خیال میکنن که دنبال روشنایی هستن!
اما اونا در تاریکی احساس امنیت بیشتری میکنن!
برای همین اونایی که سر صف می ایستن
شایسته احترام بیشتری هستن!

گفتم: کاش میتونستیم
با دقت بیشتری به زندگی نگاه کنیم!
و درگیر مسائل حاشیه ای چیزی که
ظاهرآ اسمشو زندگی گذاشتیم نشیم!

همیناس که از هم دورمون میکنه
و باعث میشه که پشت پرده ها پنهان بشیم
و محافظه کار باشیم!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 03:26 ق.ظ ،

نظرات()

 اگر نمیترسیدم! اگر نمیترسیدم!
احتمالا به تو میگفتم که چقدر دوستت دارم!
بی آنکه منتظر پاسخَ ت باشم!
احتمالا فعالانه تر با مشکلات
و موانعم روبرو میشدم!

اگر نمیترسیدم از این بی تفاوتی بیرون می آمدم
و به بدن و ذهنم بیشتر رسیدگی میکردم!
شاید بگویی انسان هایی که دست از زندگی میشویند!
شجاعت والایی دارند!

اما من شجاعت را در پذیرفتن رنج ها و محدودیت ها
و تلاش های صادقانه میدانم!
کنار کشیدن، آرامش سمناک و مسخ کننده ای دارد!
که آرام آرام احساس و شوقمان را میکشد
و از حالت طبیعی مان خارجمان میکند!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 03:18 ق.ظ ،

نظرات()

 بعد از گذشت یک 
هفته در طبیعت قدم زدم! بعد از گذشت یک هفته در طبیعت قدم زدم!
کمی فکرم باز شد!
این رختخواب بدجور آدم و مسخ میکنه!
احساس امنیت کاذبی میده!
شایدم فردا ریشام و بزنم!

گفتم: به آزادی فکر میکنی؟
گفت: آره، میدونی که
چقدر از درون مضطرب هستم!
همیشه فکر میکردم آزادی یعنی اینکه
هیچ مشکلی نداشته باشی،

اما خب! .. شاید آزادی این باشه که
رو خودت متکی باشی!
و حساب ویژه ای باز کنی!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 03:10 ق.ظ ،

نظرات()

 وقتم و تلف کردم، 
هفت سال عاشق یه آدم بودم! وقتم و تلف کردم
هفت سال عاشق یه آدم بودم!
در واقع مادرترزا بودم بیشتر!
گفتم: حق استراحت نداری؟
میخوای هفتاد سال هم سوگواری کنی؟

گفت: من هنوز سوگواری نکردم!
سوال هایی که یه رابطه نیمه تموم جا میزاره
مجال سوگواری و ازت میگیره!

مثل یه بغض گوشه گلوت گیر میکنه!
فقط هم یه گوشه ها!
بعدش یه جایی که فکرشو نمیکنی میاد
تا زیر چونه ت و نمیفهمی چیه!

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 02:58 ق.ظ ،

نظرات()

 ما با هم بحث کردیم! ما با هم بحث کردیم! مثل دو تا دانشمند!
خیلی هم لذت بخش بود!
اما صمیمیت، سخن سکوت هاست!

ساعت ها از عشق گفتیم
اما مگر میشود راجع عشق هم سخنرانی کرد؟
هیچ لمس و تجربه ی عمیقی را
نمیتوان به اصالت آن توضیح داد!

اگر خواهان رابطه ی صمیمانه و عاشقانه ای هستیم!
هنر سکوت را بیاموزیم!
در سر و صدا هیچکس صدای قلبمان را نمیشنود!
(حتی خودمان).

نویسنده : ماهی سرد ، در تاریخ: سه شنبه 15 خرداد 1397 ساعت 11:13 ب.ظ ،

نظرات()

  • تعداد کل صفحات:73 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...